سلام بر سكوت مه گرفته خداوند در غبار آسمانهاي بي موعود..........
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸ ساعت ۲:۳۷ ب.ظ توسط افسون
|
اين مقبره تنهايي من است بهترين رفيق روزهاي تنهائيم گاهي مظلومانه به من زل ميزند تا درونش چيزي بنويسم . هرگاه پر ميشود خالي ميشوم پس اي مهربان : آرام بخوان ...آهسته بيانديش ...و لحظه اي نجوايش كن...
××××××××××××××××××××××
اين نگارشهاي آزاد.... تنها حاصل لحظه ها ئيست كه به همراه خيال پردازيهايم رنگ و رويي مي گيرد و من مي نويسمشان . از اين رو نبايد انها را با شرح حال واقعيت محض اشتباه گرفت چرا كه هيچ لزومي ندارد آنچه مي نويسم اتفاق افتاده باشد اما شايد ريشه در واقعيیت دوانيده باشد....