باید فراموشت کنم....       

چندیست تمرین می کنم...

من میتوانم ! میشود !

آرام تلقین میکنم...

حالم نه اصلآ خوب نیست...

تا بعد بهتر می شود

فکری برای این دل آرام غمگین میکنم

من می پذیرم رفته ای

و بر نمی گردی همین !

خود را برای درک این صد بار تحسین میکنم

کم کم زیادم می روی !

این روزگار ِ رسم اوست ! 

این جمله را با تلخی اش صد بار تمرین می کنم

****************************************************

      

وقتی که پونه،ترنم رود را زمزمه می کرد

و مژگانم اشکهایم را مزه مزه،

تو...، در ناباورانه ترین گمانِ مرطوبِ اندام عرق کردۀ علفها.......

هرز می شدی........

 

********************************

 

دلنوشته:

 

قهوه تلخ....

امروز صبح 6 تا ليوان قهوه خوردم هفتمي رو  داشتم مي خوردم

كه مامان از دستم گرفت و گفت چته دختر!!!!!! مي خواي چند

سال ديگه ناراحتي قلبي بگيري ،قلبت از كار بيفته؟؟

بي اختيار از حرفش خنده م گرفت توي دلم گفتم :پرنده قشنگم

كجاي كاري؟ قلبم خيلي وقته كه از كار افتاده و ديگه واسه من

قلب بشو نيست...

يه قلپ از قهوه رو خورد از قيافش مي شد فهميد كه قهوه

دوست نداره . بلند شدم كه برم .گفت:

چند ماهي ميشه كه نه چايي با قند مي خوري نه توي قهوه

شكر مي ريزي ،حواسم بهت هست ! تازگيام كه شكلات تلخ

شده خوراكت ؟

برگشتمو گفتم :خوردن چيزاي تلخ باعث ميشه كه به مزه ش

عادت كني ،اون وقته كه  ديگه تلخي زندگي، تلخي خاطرات

گذشته كه مزه ش درست عين قهوه تلخه  زياد اذيتت

نمي كنه...حالام ديگه فرقي نداره هر چي كه گذشته يه رويا بود

و هرچي كه پيش بياد واقعيته...پس از امروز هرچي قهوه ام تلخ

تر باشه بهتره .....

.

.

.

پ ن :

تو....هیچ کس این چنین سحرآمیز نمی توانست مرا ببرد

آنجایی که مردمانش به هیچ دل می بندند، با هیچ زندگی

می کنند، به هیچ اعتقاد  دارند و با هیچ می میرند!

 

من.....بزرگ شده ام اما كودك درونم را به فريب خريد

بازيچه اي خوابانده ام ، واي به روزي كه بر خيزد و

بازيچه اش را طلب كند!

 

***********************************

پروردگارا كدامين پل در كجاي جهان شكسته است كه

هيچ كس به خانه اش نمي رسد!!!

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 

 

دود  می خیـزد زِ خـلـوتـگاه مـن!  كِـی به 

پـایـان می رسـد افسـانـه ام؟